|
|
|
|
|
بسمه تعالی
سلام دوست دارم امروز در مورد شعار امسال بنویسم در مورد حمایت از کار و سرمایه ایرانی بحث ها خیلی زیاده عوامل مختلفی باعث عدم اقبال از کالای ایرانی شده که اقتصادی ،فرهنگی ،تکنولوژیکی ،سیاسی و ... است به نظر بنده مهمترین عامل همون مورد فرهنگیه ، از همه لحاظ می شه این رو مورد بررسی قرار داد فرهنگ باعث می شه که: ۱- به کالا های با نام خارجی توجه بیشتری بشه ۲- تولید کننده به دنبال تولید با کیفیت نره و کیفیت در درجه آخر اهمیت باشه ، یعنی اول بهترین سود دهی به هر قیمتی ، دوم فرار از زیر بار مسئولیت کالای تولیدی سوم ورود به عرصه ای که رقابت در اون نباشه و ... آخر آخر حالا اگر محصولم با کیفیت بود چه بهتر ولی نه ... بگذار بی کیفیت باشه تا زود خراب بشه و یکی دیگه بجاش بخره ۳- کمبود روحیه کار و تلاش و نوآوری و ... در نیروی کار ایرانی (برای حل مشکل اولین گام پذیرش مشکله) ۴- عدم تعامل دانشگاه و صنعت رو شاهد باشیم
مشکلات اقتصادی هم بر می گرده به: ۱- اقتصاد کاملا دولتی ، بجز کار های خرده ریز و پیش پا افتاده که مال بخش خصوصیه ، این که ما توی کشورمون خریدار خصوصی نفت نداریم یعنی فاجعه ، یعنی ابتر بودن یک لاین تولید کالا با میلیون ها نفر نیرو ، این مورد بماند ... توضیحش بیشتر اعصاب رو خرد می کنه ۲- هزینه تمام شده بالا برای کالا ، بالاخص در مقایسه با جنس های چینی (این مورد در کنار انتظار سود بالا از سوی تولید کننده که در بخش فرهنگی بود امکان هر نوع رقابت در بازار بین المللی رو از تولید کننده ایرانی می گیره) ۳- عدم تعادل بازار ، خواسته یا نا خواسته باید بپذیریم در کشوری که بشه با سرمایه گذاری در مسکن به سود سالانه ۲۵ درصد رسید یا با خرید سکه و ارز یک شبه پولدار شد ، مردم به سمت کار تولیدی نخواهند رفت
عوامل علمی و تکنولوژیکی: ۱- کمبود اطلاعات علمی تولید کنندگان، عملا تعداد کمی از تولید کنندگان ما از علم بازاریابی صحیح ، ارتقای بهره وری ، کاهش هزینه های تولید و مواد اولیه و ... بهرمند هستند، اکثر فقط یک رابطه خطی یاد گرفته اند : هزینه مواد اولیه + هزینه تولید و کارکنان و فضا ... + مالیات + سود خالص = قیمت محصول در حالی که تشکیل شبکه خرید و فروش ، شبکه سازی و ایجاد کنسرسیوم ، ایجاد ارزش افزوده در املاک و هزار و یک روش علمی برای افزایش در آمد و کاهش قیمت محصول وجود داره که توی ایران خیلی ها ازش بی اطلاع هستند. واقعیت اینه که خیلی از تولید کننده های ما سواد درست و حسابی ندارند و صرفا با سرمایه ای که دارند کارشان را راه انداخته اند ، در حالی که در دنیای امروز تولید کننده الزاما سرمایه گذار نیست. ۲- تحریم و عدم دسترسی به تکنولوژی های روز با هزینه تولید کمتر .... که این مورد عامل عدم تولید محصولاتی مثل موبایل و کامپیوتر و ... است.
عوامل سیاسی هم که مزید بر علت است: ۱- سیاست های نا مطمئن و الله بختکی ، سیاست هایی که هر لحظه احتمال تغییرش وجود دارد. ۲- رانت و اقتصاد ناشفاف و پارتی بازی و .... یعنی همین فساد مالی ۳۰۰۰ میلیاردی (البته من هنوز نفهمیدم چرا اسمش رو گذاشته اند بانکی!؟!) ۳- نداشتن یک برنامه بلند مدت یا میان مدت و یا حتی کوتاه مدت با جزئیات که همه بدون چون و چرا ازش پیروی کنند ، کسی که نداند کجا می خواهد برود با کسی که راه نمی رود چه فرقی دارد؟!( ممکنه که به علت ندانستن در جهت منفی هم حرکت کند) درسته که در همه ی دنیا کسری بودجه وجود دارد و انحراف از برنامه مشاهده می شود ولی واقعا ما ایرانی ها شورش رو در آورده ایم!
بگذریم ... همین که امسال سال حمایت از تولید و سرمایه ایرانی شده خودش یک نشانه خوب و امیدوار کننده است. به هر حال اولین گام در هر اصلاحی فکر کردن به مشکل است ، اگر مشکل درست درک بشه ، گام های بعدی انشاالله موثر خواهد بود . البته اراده حل مشکل هم خیلی خیلی مهمه، تاریخ نشان داده که اراده ما ایرانیان همیشه پولادین بوده |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 16:43 توسط رضا لعل
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام
یا الله هفته پیش ۵ شنبه رفته بود نمایشگاه کتاب شلوغ شلوغ شلوغی ازدحام جمعیت در حد افتضاح.... مترو ،غرفه ها، چمن ها ، شبستان ..... همه جا آدم می بارید! کتاب تست برای کنکور دکتری پیدا نکردم همه تمرکز کردن روی استعداد تحصیلی و زبان...درس تخصصی هم فقط برای یکی دو رشته پر جمعیت... بگذریم پیرو سفارشات مادر محترمه رفتم غرفه به سمت خدا .... چه حجابی داشتند فروشندگانش ای خدا آخر و عاقبتمون رو ختم به خیر بنما
پ . ن:چرا می گویند مردم ایران اهل مطالعه نیستند؟! پس چرا نمایشگاه کتاب شلوغ ترین نمایشگاه ایران است!!!؟ |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 23:50 توسط رضا لعل
|
|
||
|
|
|
|
|
تق تق تق
سلام عليكم كسي توي اين وبلاگ هست؟!!! يا الله كسي كه نيست ، بگذار براي خودم يه خورده درد و دل كنم اي خداااااا بارالها آخه چرا؟ خوبه هاااااا ، شكرت ، ولي اگر بجاي تهران امير كبير رو زده بودم بهتر نبود؟! (اين صرفا سوال بودااا ناشكري نيست)
ولش كن ، اوضاع و احوال به اين خوبي ... چه عيبي داره... خييييييييلي هم خوبه ،عــــــــــــــــاليه فقط همه اش تقصير اين پزشك هاي عهد قجريه نه يه ذره نوآوري ، نه يه ذره استفاده از تكنولوژي هاي جديد ، نه ذره اعتماد به اين مهندساي بافت اين مهندس ها اين همه زحمت كشيدن و رگ مهندسي شده با سلول انساني ساختن ، حاضر نيستن بيايند ازش استفاده كنند.
اي خدا ... اي پروردگار! يعني مي شه اين رگي كه قرار من براي پروژه كارشناسي ارشدم مي خواهم بسازمش رو يه روزي پيوند بزنند به اين چند ميليون بيماري كه پيوند رگ دارند؟! قول مي دهم ارزان حساب كنم..... ارزان تر از بعضي از اين پزشكان زير ميزي بگير
پ.ن. نمي دونم اين قرتي بازي چيه كه چند وقته مد شده ، ملت همه اش پ.ن. مي گذارند! اگر كسي فلسفه اش رو مي دونه به بنده نيز بگويند.
خداوند شما را جزاي خير دهاد |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سوم اردیبهشت 1391ساعت 18:25 توسط رضا لعل
|
|
||