تبليغاتX
نگاه

به نام خدا

سلام

هي من مي خواهم هيچي نگم ... نمي شه

خون خون آدم رو مي خوره اون وقت مي گن برو توبه كن!

من به احمدي ن‍ژاد راي دادم و خوب هم كردم كه راي دادم تا كور شود هر آن كس كه نتوان ديد!

ما هر هفته داريم توي نماز جمعه شعار مي دهيم  مرگ بر ضد ولايت فقيه و در هر نماز دو بار از خدا مي خواهيم كه از گمراهان و مغضوبين نباشيم اون وقت ....

يارو به عمرش نماز جمعه نرفته و بر اي هر نمازش 3 دقيقه هم وقت نمي گذاره(البته اگر بخونه) اون وقت...!

همينه ديگه ، وقتي آقاي كروبي به صراحت اعلام مي كنه از گذشته هاي دور به دنبال كسب قدرت بودم(اين جمله انتخاباتيشه) و اون يكي هم مي گه ما اهل بيت نمي گذاريم انقلاب منحرف بشه (اين جمله اولين بيانيشه) طرفدارانش حس مي كنند كه مبشر و منذر هستند كه به ملت مي گن بريد توبه كنيد!

يه عمره حسين حسين گفتيم و خدا خدا كرديم ، حالا هم دو بشكيم كه خدا مي پذيره يا نه ولي آقايون عمريه اهل هزارجون چيز بودن و حالا الله اكبر گو شدن و از آتش جهنم مي ترسانند!

 

من يكي احمدي ن‍ژاد و كار هاش رو قبول ندارم ولي مي دونم كه حداقل ضد ولايت فقيه نيست! همين براي انتخاب بين بد و بينهايت فاجعه براي من كفايت مي كنه!

الكي كه يه عمري از خدا عاقبت به خيري نخواستيم كه حالا توي همچين دو راهي ساده اي جلوي شهدا شرمنده شيم!

 

 

اوووووه    الكي سر هيچ و پوچ آدم رو حرص مي دن...... والا!

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 11:44  توسط رضا لعل  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم

از اونجایی که استعداد چندانی در مقدمه چینی ندارم یه راست می روم سر اصل بحثم.

دیروز داشتم از میدان انقلاب رد می شدم که دیدم باز میدان انقلاب پر شده از نیرو های امنیتی و ضد شورش و ...

من موندم توی این که ما چه گناهی کردیم که باید این طوری مجازات بشیم!

از اون طرف موسوی و خاتمی و امثالهم پیروزی احمدی نژاد در انتخابات رو به رسمیت نمی شناسند و این طور آشوب به راه می اندازند...

از این طرف هم احمدی نژاد..... هنوز شروع نشده دوباره داره لجبازی و یک دندگی رو از سر می گیره و گوشش به حرف هیچ یک از دلسوزان بدهکار نیست که نیست!

نگران ۴ سال آینده هستم :(

این وسط خدا به داد این مردم سختی کشیده برسه ، می ترسم از این که توی این گیر و دار مردم بی گناه قربانی بشوند ، اون هم سر هیچ و پوچ.

البته در مورد قضیه آقای مشایی بلاخره قضیه با حکم مستقیم رهبری حل خواهد ولی این طور که نمی شه ، رهبری نمی توانند در همه مناقشه ها وارد شوند، خود رئیس جمهور باید راسا این گونه مسائل رو درک کنه.

 

خدایا خودت کار ها را درست کن ، همانطوری که این ۳۰ سال درست کردی.

آمین

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 15:8  توسط رضا لعل  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم

از اونجایی که استعداد چندانی در مقدمه چینی ندارم یه راست می روم سر اصل بحثم.

دیروز داشتم از میدان انقلاب رد می شدم که دیدم باز میدان انقلاب پر شده از نیرو های امنیتی و ضد شورش و ...

من موندم توی این که ما چه گناهی کردیم که باید این طوری مجازات بشیم!

از اون طرف موسوی و خاتمی و امثالهم پیروزی احمدی نژاد در انتخابات رو به رسمیت نمی شناسند و این طور آشوب به راه می اندازند...

از این طرف هم احمدی نژاد..... هنوز شروع نشده دوباره داره لجبازی و یک دندگی رو از سر می گیره و گوشش به حرف هیچ یک از دلسوزان بدهکار نیست که نیست!

نگران ۴ سال آینده هستم :(

این وسط خدا به داد این مردم سختی کشیده برسه ، می ترسم از این که توی این گیر و دار مردم بی گناه قربانی بشوند ، اون هم سر هیچ و پوچ.

البته در مورد قضیه آقای مشایی بلاخره قضیه با حکم مستقیم رهبری حل خواهد ولی این طور که نمی شه ، رهبری نمی توانند در همه مناقشه ها وارد شوند، خود رئیس جمهور باید راسا این گونه مسائل رو درک کنه.

 

خدایا خودت کار ها را درست کن ، همانطوری که این ۳۰ سال درست کردی.

آمین

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 15:5  توسط رضا لعل  | 

بسم الله رحمن رحیم و بهی نستعین

بالاخره این امتحانات تخیلی تمام شد ، تا حالا یه آز فیزیک ۲ نمره زده که شدم ۱۸.۷ و یه درس تخصصی دو واحدی که داده ۱۸.۵ و به طور معمول یه نمره ای به این اضافه می کنند و می زنند روی سایت دانشگاه که به حمد الله فعلا خرابه و مثل خیلی از موارد مربوط به جهان صفر و یک علی ایه حال قطعه!

امروز هم باید بیام تهران

البته قبلش اصلاح ریش الزامیه!!!

توی روزنامه نوشته بود که یه مسجد رو توی محل ما (خیابان آذربایجان) آتش زدن

خدا به خیر بگذرونه!

البته ما خیلی بد تر از این ها رو هم پشت سر گذاشتیم و این آشوب گر ها به قول رئیس جمهور خس و خاشاکی بیش نیستند.

من نمی دونم این مردک دنبال چیه؟! خب رای نیاوردی دیگه این گنده لات بازی در آوردن ها چه معنی داره؟ مگه امنیت مردم مسخره دست شماست که به بازی می گیریدش؟!!!

شورای نگهبان جلسه می گذاره و شرکت نمی کنند و در عوض راهپیمایی راه می اندازند!!!

خدا لعنت کند هر چه منافق و ظالم و هرج و مرج طلب و آشوب گر و قانون گریز و دشمن رو که در ایران عزیر داریم ...  انشاالله

و اما بعد...

وبلاگ نویسی هم خوبست هر از چند گاهی.

بستنی هم خوبست هر از چند گاهی.

اندر اين ظلمت و آشوب خوبست باران.

دوري و بُعد و خلاصي از اين آشوب گران.

 

چيه مگه؟!‌چرا اين جوري نگاه مي كنيد ، مگه من دل ندارم ، خب حال كردم يه چند بيتي شعر نو بگم!

ولي جالب اينجاست كه سر و تهش هيچ ربطي به هم نداره!

ولش كن ، از اون اولش هم معلوم بود كه من در ادبيات استعدادي ندارم!

بقيه حرف ها هم باشه براي بعد

 

فعلا التماس دعا

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 16:9  توسط رضا لعل  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

نچ نچ نچ

تار عنکبوت ها رو نگاه کن! شده عین قصر زلیخا!

راستی ... مبارک باشه ، میلاد پیامبر اعظم ، خاتم انبیا محمد مصطفی صل الله علیه و اله و فرزند بزرگوارشان ، جفعر بن محمد ، صادق اهل بیت علیهم سلام

(ای کاش دو سه بیت شعر حفظ بودم و می نوشتم ولی حیف که چیزی به ذهنم نمی رسه)

خب

اومدم یه کم وبلاگ تکانی کنم

فکر کنم یک ماهی می شه که به اینترنت سر نزدم!(سرعتمون هم که پایینه و شکلک ها رو باز نمی کنه!)

خب چه خبر از عالم آن لاین و دنیای مجازی؟!

شنیدستم وب ۳ داره می یاد ، ما که حتی یکش رو درست و حسابی ندیدیم ، شاید بالاخره روزی برسه که بشینیم و برای فرزندانمون از اینترنت دیال آپ و کامپیوتر ها نفتی خاطره تعریف کنیم ، ولیکن علی ظاهر این طور که به نظر می رسه حالا حالا ها باید صبر کنیم تا سرعت شبکه افزایش قابل توجهی کنه.

بگذریم

خوبه آدمی فرصت کنه و بعضی وقتا وبلاگش رو به روز کنه.

بسه دیگه ، خسته شدم!

بقیه حرفا باشه برای دفعه بعد

خدانگهدار

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387ساعت 7:19  توسط رضا لعل  | 

به نام خدا

سلام

امیدوارم که شب های قدر به خوبی و خوشی و سلامتی ، همراه با برکات فراوان بر شما گذشته باشه.

 

نمی دونم تا حالا براتون پیش اومده که اینجا کلی مطلب تایپ کرده باشید و بعد ثبت مطلب رو بزنید و اون وقت صفحه شناسایی کاربر باز بشه و در عین حال شما اون همه مطلب رو جایی ذخیره نکره باشید و بعد آه از نهادتون برآید و .....؟

خب خیلی سوز داره

 

ای ای ای ای

باشه بعدا شاید حسش بود که دوباره تایپ کنم

 

فعلا فقط التماس دعا دارم

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 14:51  توسط رضا لعل  | 

سلام بر شما دوستان
اصولا مردم ایران اوجوبه ای هستند برای خودشان!
به هر شکل ممکن حال ما رو می گیرند!!! دمشون گرم.

 

وقتی رفتیم توی این طرح و شروع به کار کردیم روز های سخت و طاقت فرسایی رو پشت سر گذاشتیم!

۵ روز اول ازدحام شدید ، روز پنجم تعداد مراجعین بیش از ۳ برابر ظرفیت کل پایگاه!

عدم همکاری کامل نیروی انتظامی ..... واییییی چه روز هایی بود

و از روز ششم به بعد.....

خلوت ، کاهش غیر قابل وصف مراجعین

دیروز (۲۵ مرداد) کمترین حجم مراجعه کننده رو داشتیم، یعنی یک هفتم حداقل ظرفیت!!!!

 

تا روز پنجم دنبال دور کردن مردم بودیم و حالا به فکر جمع کردنشون ، هرچند که در هر دو حالت ناموفق بودیم و هستیم!

 

دیگه گیج شدیم ، خدا به داد روز های آخر برسه که عزیزان دقیقه نودی می خواهند کچلمون کنند! اون هم چند روز مانده به ماه مبارک رمضان

 

راستی شنیدم که طرح قراره تازه لایحه بشه بره مجلس.... بنده خدا مجلسی ها ،تازه وسط کار قراره بفهمند چه خبره ، خدا کنه بودجه رو تصویب کنند تا ما به حقوقمون برسیم 

می گفتن هر ۱۰ روز بخشی از حقوقتون رو می ریزیم! حتی پول پذیرایی عصر (قرار بود هر نفر۸۰۰ تومان بدهند) رو هم ندادن!

 

 راستی ..... وضعیت اقتصادی مردم خیلی خرابه هاااااا ، بعضی ها وضعیتشون قابل وصف نیست ، از فاجعه هم گذشته!

خدا به دادشون برسه

خدایا یعنی آخر و عاقبت ما جوانان چگونه خواهد شد؟!!!

تو این اوضاع درهم و برهم جز معجزه تو چیز دیگری نمی تونه به فریاد ما ها برسه.

 

الهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 6:53  توسط رضا لعل  | 

به نام خدا

سلام

چند وقت پيش داشتم آگهي هاي روزنامه همشهري رو مرور مي کردم.
يه سوئيت آپارتمان ديدم که نوشته بود 33 متر دو خوابه
هر جوري که حساب و کتاب کردم نتوانستم تصور کنم که چطوري مي شه 33 متر رو دو خوابه در آورد ، مگر اين که گوشه يکي از خواب ها پرده کشيده باشن و اون بشه حمام و سرويس بهداشتي...!
آدم مي مونه که اين چه وضعيه؟!
ديگه واقعا جاي تعجب نداره که بشنويم سوئيت 20 متري هم وجود داره.
اتفاقا چند شب بعدش دوباره توي همين آگهي هاي روزنامه همشهري يه مورد ديگه رو ديدم که عينا براتون تايپش مي کنم ، فقط توضيحات داخل پرانتز از خودمه.

گرانترين نقطه شميران ايده آل خريداران خاص 351 متر 860 متر (اين عدد ها رو عينا از روي خود آگهي زدم ، شايد منظورش مساحت هر واحد اين خونه ست) ارتفاع سقف 7 متر 2000 متر لابي مجلل (مهمون هاي مهم که توي 20 متر و 200 متر و 500 متر جا نمي شن ، مهمون هاي خانواده هاي پولدار عيالواريه!)
رستوران اختصاصي، اتاق کنترل امنيتي، پناهگاه زيرزميني ، زمين ميني گلف ، تنيس ، بسکتبال ، پيست کارتينگ(اين رو نمي دونم چيه ! شايد يکي از اين ورزش هاي سوسولي تازه اختراع شده باشه! اگر کسي مي دونه بگه) باغ پرنگان ، 850 متر استخر معلق در طبقه دهم ( خب بليط استخر گرون شده  بايد از نظر اقتصادي صرفه جويي کرد، فقط من موندم اين معلق ديگه چه صيغه ايه) 1200 متر درياچه مصنوعي ، 70 متر واحد خدمتکار ، خود پرداز بانک(يه وقت سوءتفاهم نشه هااا ... اين يکي صرفا جنبه تزئيني داره ، 200 هزار تومن که ففط به درد گرفتن چک پول و استفاده از اون به عنوان خلال دندان مي خوره! وگرنه کيف پول صاحب هاي اين خونه ها زير 500 هزار تومن ايران چک به خودش نديده)
روم سرويس 24 ساعته (اصلا نمي دوم چيه!) 7 واحد پارکينگ (اين يکي خيلي کمه ، 7 تا جاي پارک به کجاي اين خانواده ها مي رسه؟!)
پد هليکوپتر(غلط نکنم ايني که نوشته بايد همون پارکينگ هليکوپتر باشه ، بالاخره کاره ديگه پيش مي ياد ؛ يه وقت ديدي مهمون ها با هليکوپتر تشريف آوردن ! نمي شه که هليکوپتر رو دم در پارک کرد ، بچه ها خط مي اندازن ، آفرين به سازنده اين خونه که حساب اين موقعيت هاي خاص رو هم کرده)
1500 متر روف گاردن(از معنيش چنين بر مي ياد که يه باغي باصفايي باشه روي پشت بام)
و ديدابدي تهران(اين يکي رو هم نمي دونم معنيش چيه ولي احتمالا منظورش اينه که ويوش خيلي باحاله ، هر چند نمي دونم اين تهران دودگرفته کجاش ديدن داره؟؟؟!)
...( اشتباه نکنيد اين نقطه هاي خيلي مهمه ، يه امکاناتيه که ما ها ازشون سر در نمي ياريم!)


به نظر شما قيمتش چنده ؟! 5 ميليارد تومن ؟! نه بابا ، خونه در پيت هاي فرمانيه اين قيمت رو دارن.... اين درياچه مصنوعي هم داره ، استخر و زمين گلف و تنيس و ... هم قيمتش مي ره روي قيمت خونه.... کاخ شاه اين همه امکانات نداشت!!! 5 ميليارد چيه ، حالا باز دلار بود يه چيزي!
واقعا نمي تونم حساب کنم.... يعني حتي شکل و شمايل اون خونه رو نمي تونم تصور کنم چه برسه به قيمتش.......

به نظر من هر چه تورم و گراني بيشتر باشه فاصله طبقاتي بيشتر و بيشتر مي شه ، چون کساني که عمدتا خريدارند ضعيفتر مي شوند و کساني که عمدتا فروشنده اند (همون سرمايه دار ها ) قوي تر و قوي تر .....
===========================
ديشب تصميم گرفتم که يه سري به حافظ بزنم .... گفتم حافظ اوضاع خرابه ، خوش به حال مردم دوره شما ، هر کسي خونه مي خواست خودش آستين بالا مي زد و خونه ش رو مي ساخت و فوقش دو سال کار مي برد ولي حالا اگر درآمد 20سال آدم جمع بشه هم نمي شه يه لونه موش خريد!!!تازه اگر چيزي نخوره و همه پولش رو جمع کنه نمي تونه لونه موش بخره ، حالا حساب کن که بخواهد خورد و خوراک هم داشته باشد، واويلا ..... بعد يه حمد خواندم وفالي گرفنم ببينم نظر حافظ شيرازي چيه؟!

حافظ گفت: گردش زمانه ملولت کرده ، وضعيت موجود حسابي حالت رو گرفته ، با ديدن شرايط جامعه خفن ضد حال خوردي! همه رو مي دونم ولي صبر داشته باش ، کليد کارت تو رو من مي دونم ، صبر و تلاش ، خيلي از مشکلات براي بعضي ها با منطق و عقل و دو دو تا چهار تا حل نمي شه ، يه کم توکل داشته باش مرد!
ضمنا به مراد دلت هم مي رسي ، اين قدر قصه نخورد ، بالاخره روز وصال تو هم خواهد رسيد ...

گفتم : ببخشيد با بنده بوديد؟! مطمئنيد اشتباه نشده؟!

حافظ گفت: حرف نزن گوش کن .... من هم در زمان خودم درد عشق رو کشيدم ، بايد با اين درد سوخت و ساخت ، اين درد عشق و دوري باعث مي شه که لذت وصال شيرين تر باشه .... آره عزيز دلم ، بالاخره بهش مي رسي.

گفتم : باشه ، خب من با اصل مطلب مشکلي ندارم ، فقط مي خواهم بدونم طرف کيه ، آخه تا اون جايي که يادمه هيچ کيس خاصي رو در نظر نداشتم ، حالا اين معشوقي که مي گي دقيقا کي هست ، من مي شناسمش؟!

حافظ گفت : من ديگه اين جزئياتش رو نمي دونم ، اينا توي پرونده ات نوشته شده ، گير نده ديگه ، من نمي دونم ... بالاخره بهش مي رسي ديگه ، بعدشم .... من ديگه بايد برم ، مردم منتظر فال هستن ، خداحافظ .... راستي فاتحه يادت نره.

گفتم : چشم مي فرستم.

===========================

يه چند وقتي نيستم.
آخه توي اين طرح آمار گيري دولت رفتم و خلاصه ديگه شايد خيلي فرصت سر زدن نداشته باشم ، اين طرح به مدت يک ماه از 8 صبح تا 8 شب ادامه داره و جمعه و تعطيلات هم نداره(حتي نيمه شعبان!) !!! تازه ناهار هم نمي دهند!!!
خلاصه يه کم بيگاري گونه ست!
فلذا شايد مدتی ستاره سهيل بشم.

فعلا خدانگهدار و التماس دعا

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم مرداد 1387ساعت 6:22  توسط رضا لعل  | 

به نام خدا
سلام
قرار بود که دو آيه خاص رو کمي مورد بحث و بررسي قرار بدهم.
آيه  13و14 سوره واقعه
در سوره واقعه خداوند مردم رو در روز قيامت به سه دسته عمده تقسيم مي فرمايند ، اصحاب شمال يا همان بدکاران و افراد پليد ؛ اصحاب يمين يا همان نيکوکاران و مومنان و گروه سوم هم مقربين درگاه الهي.
اين آيه به چگونگي تقسيم جمعيتي مقربين بين امت هاي گذشته و امت هاي آخر اشاره دارد و مترجمين آنرا اين طور ترجمه کرده اند:

ثُلَّةٌ مِّنَ الْأَوَّلِينَ(13) وَقَلِيلٌ مِّنَ الْآخِرِينَ(14)
آنها جمعي بسيار از امم پيشينيان هستند (13)  وعده قليلي از متاخران (14)

برخي از مفسرين منظور از اولين و آخرين رو چنين بيان کرده اند:
بسياري از مقدمان امت محمد (ص)و قليلي از مردم آخر زمان اين امت.

به هر حال چه لفظ اولين و آخرين در حکم امت هاي پيش از پيامبر اعظم و امت ايشان باشد و چه در حکم بخش هايي از امت ايشان باز هم اين سوال مطرح هست که چرا اين طور تقسيم بندي صورت گرفته.

اول از همه اين که اين آيات صرفا در حکم پيش گويي از روز قيامت است که فقط و فقط خداوند از وضعيت آن روز عظيم خبر دارد و بس.
حالا ما بشينيم و ده ساعت حساب و کتاب کنيم و در مورد ضمير افرادي که اکثر اون ها رو نديدم و فقط در مورد بخشي از ايشان داستان هايي به گوشمان خورده است (منظورم به گوش اهل مطالعه در تاريخ است!)  قضاوت کنيم تا ببينيم مقرب بودن يا نه (؟!) و بخواهيم دو دو تا چهار تا کنيم ببينيم که امت هاي قبل از پيامبر (ص) مقربين شون پر تعداد تر بود يا امت ايشان ...... يه کم عجيب نيست؟!
اصلا مگه ما اطلاعات کافي در اين مورد داريم که بخواهيم بررسي کنيم؟
حتي اگر بحث روي مقدمان و موخران امت اسلام هم باشه باز هم نمي شه قضاوت کرد ، فقط خدا مقربينش رو مي شناسه.

در ادامه همين سوره در آيات 39 و 40 در مورد تقسيم بندي اصحاب يمين چنين مي خوانيم:

ثُلَّةٌ مِّنَ الْأَوَّلِينَ (39) وَثُلَّةٌ مِّنَ الْآخِرِينَ (40)

يعني در مورد اصحاب يمين اين طور نيست که بخش کثيري از آنها از امم خاصي باشند بلکه بخشي از آنها امت آخر زمان و بخشي از آنها امت هاي پيشين هستند .
همينش هم خيليه بالاخره هرجوري حساب کنيم ما جزو امت هاي آخرين هستيم. درسته که از مقربين بين ما کمتر محشور مي شن ولي حداقل اصحاب يمين زياد بينمون هست.


اما خب نمي شه که هيچ بحثي روي مسئله مقربين نداشته باشيم ، حداقل نظريه که مي شه داد.
اول از همه حالتي رو در نظر مي گيريم که اولين شامل امت هاي پيشين و آخرين شامل امت پيامبر (ص) باشه:

اگر واقع بينانه بررسي کنيم مي بينم که از نظر ترکيب جمعيتي شرايط کاملا مساوي نيست.... به نظر مي رسه که امت هاي پيشين يه کم از نظر حجم جمعيتي بيشتر از امت اسلام هستند ، خب اونا امت 123999 پيامبر الهي هستند و امت اسلام، امت فقط يک پيامبر الهي.
از طرفي مدت زمان حضور آنها (اگر تا همين امروز که 1400 سال از عمر امت اسلام مي گذرد حساب کنيم) چندين هزار سالي بيشتر از مدت عمر امت اسلام هست.
تازه در زمان هاي گذشته اين همه بساط و اسباب لهو و لعب وجود نداشته که در آخر زمان وجود داره ، بالاخره دست شيطان باز شده و با بهره گيري از تکنولوژي گناه و فساد به شکل فزاينده اي رشد کرده ،حالا باز ايران وضعش خيلي خوبه ، جاهاي ديگه دنيا وضعشون خرابه.
خلاصه هر جوري که حساب کنيد مي بينيد که مقرب خدا شدن و ماندن در اون قديم نديما راحت تر بود و اصلا جاي تعجب نداره که در روز قيامت با چنين صف بندي اي مواجه بشيم.


و اگر حالتي رو در نظر بگيريم که منظور از اولين مقدمان امت محمد (ص)و منظور از آخرين مردم آخر زمان اين امت باشند چنين تفسير مي شه:

در ابتداي راه همه مسلمانان پيامبر (ص) رو قبول داشتند و از جان و دل براي رشد و تعالي اسلام مايه مي گذاشتند و انحرافي رخ نداده بود و مي شد راه راست رو خيلي راحت تشخيص داد.
ولي .... بعد از فوت پيامبر (ص) با وجود راهنمايي هاي بسيار ايشان قبل از فوت مردم راه انحراف در پيش گرفتند و عده کمي که واقعا مخلص بودن در راه راست باقي مانند .
واقعيت اينه که شيعيان به دليل آزار ها و اذيت هاي بسياري که به آنها روا داشته مي شد جمعيت نسبتا قليلي بودند و هنوز هم اکثريت مسلمانان رو شامل نمي شود ..... مضافا اين که فقط نام شيعه رو يدک کشيدن کفايت نمي کنه و بايد در تمام گام ها پيرو ائمه اطهار (ع) باشيم که نيستيم.
با اين اوصاف حتي اگر از بهشت سر در بياريم بايد کلاه خويش به هوا پرتاب کنيم و از خوشحالي بال بياريم ....

 

 

صد البته اين آيات هنوز هم جاي بحث بسياري دارند (خب شما هم نظراتتون رو بگيد ) اين تفاسيري که بنده نوشتم چکيده اي بود از نظرات خودم  که قطعا قابل نقد و بررسيه .

منتظر نظرات دوستان هستم

+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 10:3  توسط رضا لعل  | 

به نام خدا

اول از همه میلاد حضرت علی(ع) رو خدمت همه دوستان تبریک عرض می کنم ، مخصوصا اونایی که پدر هستن و همچنین اونایی که قراره پدر بشن!

جای دوستان خالی... این چند وقته دو تا مسافرت رفتیم تا خستگی امتحانات از تنم در بیاد

اول رفتیم شمال .... یعنی یکی از روستاهای اطراف کلاردشت... هوا حسابی خنک بود ( چه چیز مهمی .... اهمیتش رو فقط کسانی می فهمند که این گرمای افتضاح رو تحمل می کنند) حتی شب بخاری نفتی و شومینه روشن کردیم و با پتو خوابیدم!

کلا خوش گذشت .... فقط یه نکته عجیب دیدم ....

ما طبقه دوم یه خونه رو اجاره کرده بودیم و دقیقا توی ایوان خونه ما یه در قابلمه زیر چادر بود!

از همون در قابلمه هایی که من فکر می کردم توی شهر ها زیاده ولی مثل این که از روستاها هم سر در آورده!

البته الحمدلالله حجاب اسلامی توسط اون در قابلمه رعایت شده بود!!! فکر کنم احتمالا به خاطر همین زنانی که توسط این وسیله نمایش داده می شن هم حجابشون کامل بشه!

به هر حال جای تامل داره ....(این که قضیه تا کجا ها پیشرفته)

بعدش رفتیم مشهد مقدس پا بوس امام رضا (ع)

انصافا خوب موقعی رفته بودیم(منظورم ماه رجب و میلاد امام جواد (ع) هستش)

خیلی خیلی خوب بود ، خیلی وقت بود که قسمت نشده بود و نرفته بودم و بدجوری دلم تنگ شده بود.

برای هر کدوم از دوستان هم که یادم بود دعا کردم.

بله....

به خاطر همین مسافرت ها بود که این چند وقته نبودم .

حال برم روی پست هایی که باید بزنم فکر کنم

راستي ..... يه چيزي....

ما توي سمنان تلوزيون نداريم(بنا به دلايل امنيتي!)

وقتي اومدم تهران يه فيلمي ديدم به اسم مرگ تدريجي يک رويا

خود فيلم خوب بود و ايده هاي جالبي توش بکار رفته بود .... ولي آخرش چيز بود

يه بار آقاي شهرياري گفت که هر کسي که از مادرش قهر مي کنه مي ره خواننده مي شه! مثل اين که اين پيش شرط رو برداشتن!!!

ظاهرا کلا ديگه خوانندگي براي عموم افراد جامعه آزاد شده ..... منم برم مجموعه آثار خودم رو به نام " اي گرمابه دوستت مي دارم" خودم رو ضبط کنم و بدم بيرون .... عجب دنيايي شده!

 

فعلا

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 5:37  توسط رضا لعل  |